91 آیینه 404
"مردم" و" دولت " باید برای تحقق این هدف ،متحد شوند
دیگر امکانات

کار، تولید و سرمایه، سه رکن بنیادین یک توسعه اقتصادی و اجتماعی به‌شمار می‌آیند. در یک توسعه همه‌جانبه سه‌مقوله یاد‌شده، باید در یک نسبت منطقی قرار گیرند.

به این معنا که هر کاری که در فرایند تولید است به سرمایه بدل می‌شود و سرمایه تولیدشده نیز به نوبه خود به ایجاد ثروت و فراوری‌های آینده. بنابر این آنچه در این بین مهم است، نحوه ساماندهی و ارتباط این سه مقوله با یکدیگر است. بر همین پایه، در نظام اقتصادی اسلام نیز این سه‌مقوله از اهمیت زیادی برخوردار است، اما اصل بنیادینی که این سه را دربرمی‌گیرد و به آنها خط می‌‌دهد، «عدالت» است. در اسلام، اصل عدالت سنجه کار، تولید و سرمایه است.آنچه از پی می‌آید، گفت‌وگویی است با سید مهدی زریباف، رئیس مرکز مطالعات مبانی و مدل‌های اقتصادی، درباره نسبت این سه‌‌مفهوم و نحوه تأثیر و تأثر آنها از هم در یک نظام دینی.

  • نسبت میان 3مقوله کار، تولید و ثروت در یک توسعه اسلامی متوازن چیست؟

پیش از هر چیز اجازه بدهید که نکاتی را به طور مقدماتی به لحاظ مفهوم‌شناسی اشاره کنم. متأسفانه چون ما در این مقوله‌ها صاحب اندیشه نبوده‌ایم، لذا تنها مصرف‌کننده مفاهیم هستیم. از این نظر، وقتی مثلا به مقوله‌ای چون «کار» می‌رسیم، یک برداشت کاملا عرفی از آن داریم که ساخته و پرداخته مبانی ایدئولوژیک دیگران است، مفاهیمی چون «کار» و «تولید» هم مشمول این مسئله هستند؛ یعنی در دستگاه نظری خاصی پدید آمده و معنا شده‌اند. البته اخذ این مفاهیم تا حدی طبیعی و اقتضای روابط فرهنگی و تمدنی میان ملت‌هاست اما نکته‌ای که باید به آن اشاره داشت، این است که از هنگامی که تصمیم می‌گیریم به‌گونه‌ای دیگر بیندیشیم، صورت مسئله تغییر می‌کند. به این معنا که وقتی نظریه‌ها را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که با مبانی فرهنگی و فکری ما سازگار نیست. این مهم است که در چه دستگاه نظری- تحلیلی‌ای مفاهیم را دنبال می‌کنیم. بنابر این وقتی از منظر اسلامی به مفاهیمی چون کار، تولید و سرمایه می‌نگریم، در واقع این دستگاه مفهومی(عرفی) را زیر سؤال می‌بریم و قصد ما تنها این نیست که بحثی را در این زمینه به صورت روبنایی مطرح کنیم و صرفا با چند آیه و حدیث خود را اقناع کنیم که وارد پارادایم اسلامی شده‌ایم. بنابر این وقتی وارد مفاهیمی چون «کار»، «سرمایه» و «تولید» می‌شویم، باید آنها را از نو تعریف کنیم تا مبانی و هدف‌ها روشن شود. از این رو، یک نگاه تأ‌سیسی در اینجا شکل می‌گیرد که پیرو الزامات ویژه خود است.

  • بر این اساس چگونه می‌توان اصطلاح‌هایی چون «کار»، «تولید» و «ثروت» یا «سرمایه» را فارغ از مبانی عرفی غربی و بر بنیاد دستگاه نظری- تحلیلی اسلامی تعریف کرد؟

اشاره من به این بود که اینگونه باید بشود اما این که آیا این کار شده است یا نه، مسئله دیگری است. بازتعریف من از مفاهیمی چون «تولید» بر شالوده دستگاه نظری- تحلیلی‌ای استوار است که مبتنی بر نظریه «عدالت» است. از این رو خیلی شفاف می‌توانم بگویم که «تولید» در پارادایم‌های اقتصادی و فکری متفاوت چه معنایی دارد.

منتها نکته دیگری در اینجا وجود دارد و آن اینکه آیا ما این نگاه تأسیسی را می‌پذیریم یا نه؟ زیرا خیلی‌ها بر این نظرند که نگاه اسلامی، یک نگاه امضایی است. به این معنا که چون اسلام یک دین عقلانی است، بنابر این نگاهش به عرف رفتارها و عملکردهاست. به نظرم این یک مغالطه منطقی است از نوع اینکه هر گردی، گردوست.

این نگاهی است که من آن را نمی‌پذیرم. به نظرم وقتی از نظام اقتصادی اسلام و مختصات و مفهوم‌های آن سخن می‌گوییم، باید منطقا گام‌به‌گام پیش برویم و واژگان خود را معنا کنیم و نظام(نظری- تحلیلی) ما باید به لحاظ سامان‌مندی معنادار باشد. در عین حال این نظام نباید در ذهنیت و خلأ رخ دهد، باید معطوف به عینیت باشد و بتواند مسائل جامعه را حل کند و بتواند راجع به آینده نظر دهد و گذشته را تحلیل کند و همچنین (باید) بتواند نظریه‌های رقیب را نقد و بررسی و تحلیل کند. اینها لوازم اقتدار یک نظام فکری است. نکته دیگری که می‌خواهم بگویم، ‌این است که ممکن است در نظام اقتصادی اسلام، بسیاری از واژگان را از اندیشه‌های غرب برگرفت و آنها را در دستگاه فکری- تحلیلی خود استحاله کرد. به نظرم این مسئله هیچ ایرادی ندارد اما باید توجه داشت که مبانی فکری نباید در موضع انفعال قرار گیرند. از سوی دیگر، وقتی از اسلام بحث می‌شود، عمده‌ترین مسئله در آن، نگاه قرآن به زندگی و جنبه‌های گوناگون آن است. بنابر این از قرآن می‌توان برای فهم و شناخت مفهوم‌ها کمک گرفت.

  • به نظرم، بازتعریف مقوله‌های اقتصادی نیازمند بررسی و تحلیل این مسئله است که آیا نظام اقتصادی واحدی را می‌توان از قرآن و اسلام استخراج کرد یا آنکه اختلاف تفسیرها و برداشت‌ها به تبیین نظام‌های گوناگون اقتصادی در اسلام می انجامد ؟

در مؤلفه‌های کلان و مبنایی می‌توان به وحدت رسید اما در متفرعات قاعدتا پسندها و اندیشه‌ها می‌تواند این پارادایم‌ها را بشکافد و غنی‌سازی کند. اینکه «عدالت» جایگاه ویژه‌ای در نظام و مفهوم اقتصادی اسلام دارد، همه متفکران اسلامی در آن همداستان‌اند؛ اما تفسیرها در تعیین مصادیق عدالت می‌تواند گوناگون باشد، اما نمی‌توان گفت «عدالت» در نظام اقتصادی اسلام جایگاهی ندارد. بنابر این به محض اینکه جایگاه اصل عدالت را در نظام اقتصادی اسلام دانستیم، باید نشان آن را در مفاهیمی از قبیل کار، تولید و ثروت نیز جست. اقتصاددان اسلامی پیش از هر چیز عدالت‌خواه است و مفاهیم اقتصادی را بر این مبنا دنبال می‌کند.

  • بر پایه اصل عدالت، چه تعریفی می‌توان از مفهوم‌های پیش‌گفته(کار، تولید و سرمایه) ارائه داد؟

نگاه خداوند در قرآن به زندگی بشر، نگاه تعالی معنوی است. به این معنا که انسان مسافری است در مراحل گوناگون حیات خود. او از مراحل گوناگون حیات که عبارت باشد از مرحله جنینی، دنیوی، برزخی و متعالی اخروی می‌گذرد. در این سیر زندگی انسان باید در هر دوره و مرحله‌ای زندگی در مرحله بعدی را بیاموزد. ما در زندگی دنیوی باید اندام‌های معنوی خود را برای آن زندگی متعالی رشد دهیم.

نکته مهم دیگر در بحث قرآنی در خصوص زندگی بشری، این است که دنیا محل تنازع و محدودیت‌هاست. به این معنا که ما در جهانی محدود با خواست‌ها و نیازهای نامحدود زندگی می‌کنیم. پس چه باید کرد تا آن شخصیت معنوی در عرصه زندگی این جهانی شکل گیرد و رشد یابد؟ در غرب چون به زندگی بسان یک امر غریزی و حیوانی نگریسته می‌شود، در مواجهه با این تعارض و تنازع بشری به نظریه «قوی دارای حق است» می‌رسند و همین جا نظریه‌های دیگر در غرب شکل می‌گیرد. اما در منظر اسلامی، با فرض پذیرش مبانی انسان‌شناختی اسلامی، به اصل بنیادین «عدالت» می‌رسیم. در اسلام اعتقادی به تنازع برای بقا وجود ندارد، در واقع؛ عدالت در اسلام حق است و چون ما به عنوان یک مسلمان می‌خواهیم زندگانی و شخصیت معنوی‌مان تکامل پیدا کند، پارادایم‌ جدیدی به نام «عدالت» مطرح می‌شود. به ویژه وقتی که زندگی در عرصه اجتماعی جریان پیدا می‌کند و مقوله‌ای به نام مدیریت اجتماعی یا همان «دولت» پا به میان می‌گذارد. بنابر این رابطه یک مسلمان با جامعه و طبیعت در پرتو رابطه‌ وی با خداوند شکل می‌گیرد.

از این رو نوع نگاه برای حل تعارضات، کمیابی‌ها و هدفمند‌سازی امکانات، می‌طلبد که قاعده عمومی مبتنی بر حق متقابل پا به عرصه گذارد. اگر 4رکن نظام اجتماعی در اسلام یعنی نظام فرد، خانواده، اجتماع و حاکمیت یا دولت را بپذیریم، باید به دنبال تعیین حقوق متقابل آنها در تفکر اسلامی برآییم. نظریه عدالت اسلامی در همین قلمرو پدید می‌آید. بنابراین در این پارادایم می‌توان از جایگاه کار، تولید، روابط، حقوق تولید و سرمایه سخن گفت اما باید دانست که همه اینها در ظل رابطه الهی است.

  • براین اساس اگر بخواهیم سازمان تولیدی‌ای داشته باشیم که در آن تعالی معنوی و رابطه الهی صورت گیرد و حفظ شود، چگونه خواهد بود؛ به‌عبارت دیگر در این سازمان تولیدی نسبت کار و سرمایه چگونه است؟

برپایه آنچه گفته شد پاسخ این سوال کاملا روشن است، به ویژه آنکه نخست باید ببینیم که در بینش اسلامی ارزش را به چه می‌دهیم؟ بخش مهمی از پاسخ به پرسش شما در این نهفته است. به نظر من اگر به این نکته توجه کنیم که خداوند انسان را آفرید و وی را خلیفه خود روی زمین قرار داد و به این آفرینش خود افتخار کرد، به خوبی می‌توانیم دریابیم که در تفکر اسلامی منشا ارزش چیست؟ در اینجا خداوند انسان و همه هستی را از عدم می‌آفریند، این یعنی خلاقیت و نوآوری. درست از همین جا می‌توان وارد مقوله «تولید» شد. قاعدتا در این پارادایم (اسلامی) تولید هم دارای مراتب گوناگونی خواهد بود: یک مرتبه آن این است که از کنار هم گذاشتن دوشیء چیز جدیدی پدید می‌آوریم، مرتبه دیگر تولید ترکیب عناصر گوناگون است، در مرحله دیگر تولید، فرایند ذوب رخ می‌دهد و شیء سومی پدید می‌آید. در مرحله دیگر تولید تنها کالبد آفریده نمی‌شود بلکه روح هم خلق می‌شود و در واقع فرایند احیا رخ می‌دهد.

پس تولید از مرحله خلق تا احیا مراتب‌ دارد ولی آنچه مهم است، این است که از نظر تفکر اسلامی ایجاد ‌ خلاقیت و تولید منزلت ویژه‌ای دارند. از این‌رو اگر بخواهیم از منظر اسلامی بحث اقتصاد را پیش بکشیم، تولید امری مقدس می‌شود. در این معنا تولید به منزله افزایش ظرفیت است


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 9:18 AM ] [ سید عسکر ]

اغلب اقتصاددانان بر این باورند که به‌رغم تدوین برنامه‌های مناسب در دستیابی به اهداف این برنامه‌ها ناموفق بوده‌ایم. این یعنی اینکه یک‌جای کار ما می‌لنگد. ما اکنون هم که در برابر مسئله تحریم‌ها قرار گرفته‌ایم باید بتوانیم استراتژی‌مان را تغییر دهیم. باید در کنار همه تلاش‌ها به اصلاح و از بین بردن تضادها نیز همت گماشت.

 

بی نظمی در حمایت از تولید

 

: اقداماتی که در این مدت به‌صورت جسته گریخته برای حمایت از صنعت صورت گرفته ممکن است به ضرر تولید تمام شود. مرسل صدیق دیگر عضو اتاق تهران هم در اظهارنظری، وضعیت این روزهای تولید کنندگان، صنعتگران و بازرگانان را به کشتی در حال حرکتی تشبیه کرد که فعالان اقتصادی برآن سوار‌ند و راهبری این کشتی را افراد دیگری بر عهده دارند.

: با بالا بردن تعرفه‌ها، محدودیت واردات و حمایت بی‌منطق و کور نمی‌توان از تولید ملی حمایت کرد.احمد پورفلاح هم اظهار کرد: تولید‌کنندگان ایرانی به‌رغم فشار‌های موجود در نمایشگاه‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که کیفیت محصولات آنان کمتراز کیفیت تولیدات کشورهای توسعه یافته نیست. او افزود: فضایی که در اختیار شرکت‌های چینی یا ترک قرار می‌گیرد، چنانچه در اختیار صنعتگران ایرانی قرار گیرد، نشان خواهند داد که تا چه حد قادر به افزایش کیفیت محصولات خود هستند.

 

ارز دو نرخی، منشا فساد

 

 ارز دو‌نرخی، منشا فساد است : آنچه در عرصه اقتصاد رخ می‌دهد به شوک درمانی شباهت دارد و شوک درمانی با تدوین استراتژی‌های بلندمدت منافات دارد.

 

سوءاستفاده تجاری شرکت‌های چینی

 

: کشورهای کره و به‌ویژه چین به هیچ وجه با تجار و فعالان اقتصادی ایرانی همکاری نمی‌کنند و حتی قیمت‌ها را در مقایسه با کشورهای اروپایی به‌مراتب بالاتر برده‌اند.

http://www.hamshahrionline.ir/news-165758.aspx

راهکارهای حمایت از تولید ملّی


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 9:15 AM ] [ سید عسکر ]

طی سال‌های گذشته یکی از آرزوهای دلسوزان اقتصاد ایران این بوده که به‌موازات توجه ضروری به عدالت در توزیع درآمد و ثروت، به‌ویژه برای طبقات محروم، اهمیت و نقش فوق‌العاده تولید ملی نیز احیا شود و در مرکز تصمیم‌ها قرار گیرد.

بر خلاف رویکردی که عدالت توزیعی را معارض تولیدگرایی می‌داند، در منظومه فکری ما «قدرت تولیدی» و «عدالت توزیعی» دو وجه یک اقتصاد بالنده، عادلانه و پویا به‌شمار می‌روند. مکمل بودن توانمندی تولیدی با عدالت توزیعی (به بیان دیگر جهت‌گیری همزمان پیشرفت و عدالت)، هم تبلور جامعیت اهداف اسلامی و انسانی است و هم ناشی از کمک متقابلی است که به بهبود عدالت منجر می‌شود. چنین حرکتی هم انگیزه‌های تولید را میان توده‌های مردم بالا می‌برد و هم در سایه قدرت تولید می‌تواند به کاهش فقر و محرومیت بینجامد. این تأثیر دوسویه مسئله‌ای است که نسل قدیم اندیشمندان توسعه به آن ملتفت نبودند اما در یافته‌های اخیر به تقویت متقابل کارایی با عدالت یا تولید و توزیع پی برده‌اند. حتی می‌توان گفت تأثیری که شعارهای اعلام شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال‌های گذشته همچون «شکوفایی و نوآوری»، «همت و کار مضاعف» و «جهاد اقتصادی» بر توانمندی تولیدی یک کشور داشته و دارند، بیشتر از دیگر ابعاد اقتصاد است.

نکته دیگری که در مطالعات اخیر برجسته شده، این است که استفاده حداکثری از ظرفیت‌های تولید ملی بدون اشتغال نیروهای انسانی و بلکه ارتقای آنها از طریق دانش و مهارت ممکن نیست. این نیز جهت دیگری است که تمرکز بر تولید به کاهش بیکاری و فقر، رشد دانش و مهارت‌ها و افزایش بهره‌وری نیروی کار منجر می‌شود بلکه می‌توان گفت توانمندی تولیدی مقصدی است که بی‌شک از راه دانایی‌محوری می‌گذرد. تنها در یک حالت افزایش تولید بدون دانش‌محوری ممکن است و آن بسنده کردن به خام‌فروشی منابع طبیعی و سرمایه‌های ملی است که در ظاهر تولید اقتصادی کشور را بالا می‌برد اما استفاده حداکثری از نیروی انسانی (شاخص اشتغال) و کیفیت آن (شاخص دانش و مهارت) را تغییر نمی‌دهد.

 

ما و اقتصاد نفتی

اقتصادهای نفتی مانند ایران باید بسیار جدی به سوی تولید مستقل از منابع نفتی حرکت کنند و از وابستگی خود به درآمدهای نفتی بکاهند. اتفاقاً درآمدهای بدون زحمت نفتی مانعی است که موجب استغنای مدیران اجرایی کشور از شکوفایی دیگر ظرفیت‌های تولید و درآمد ملی می‌شود. درصورت کاهش سهم نفت، انتظار می‌رود اهتمام مدیران برای بالفعل کردن دیگر ظرفیت‌های تولیدی و استفاده بهینه از منابع موجود افزایش یابد. نتیجه مستقیم این نکته عبارت است از پی بردن جامعه به جایگاه ارجمند تلاشگران عرصه تولید. متأسفانه از دیرباز نگاه جامعه به صاحبان فعالیت‌های تولیدی، بیشتر به سوی مذمت تولیدکننده و سرمایه‌گذار گرایش داشت. به همین جهت نه مبانی فرهنگی جامعه مستعد پرورش چنین نیروهایی بود و نه ساختار نفتی نیازمند درآمدهای تولیدکننده داخلی. تولید با یک معضل فرهنگی دیگر نیز دست به گریبان بود و آن حس حقارت ناتوانی در برابر تولیدکنندگان خارجی بود. بحمدالله با ظهور انقلاب اسلامی این حس به‌تدریج جای خود را به احساس توانمندی داد اما همچنان مشکل استغنای مسئولان و اتکا به درآمد نفت موجب می‌شد که بسیاری از مشکلات اهالی تولید مورد اهتمام جدی نباشد و حتی گاهی سیاست‌های ضد‌تولید اتخاذ شود. این در حالی بود که اگر تولیدکنندگان و کارآفرینان به‌دنبال درآمدهای بی‌زحمت بودند، می‌توانستند از طریق تجارت یا سفته‌بازی دارایی‌ها به ثروت کلانی دست یابند. در چنین شرایطی خلأ شناساندن تولیدکنندگان به‌عنوان قهرمانان اقتصاد ملی (و اصلاح فرهنگ و نگاه مدیران) احساس می‌شود.

 

حسنه اجتماعی

نامگذاری سال تولید ملی محمل بسیار خوبی برای تشویق تولید و کارآفرینی به‌عنوان یک حسنه اجتماعی و اخلاقی و همچنین یادآوری به مدیران اجرایی در مورد لزوم رفع موانع تولید است؛ موانعی که ناشناخته نیستند و امید می‌رود با عزم مسئولان کاهش یابند. به‌عنوان نمونه دو مانع مورد اشاره در بیانات پیشین رهبر معظم انقلاب، بی‌ثباتی برخی قوانین و نیز فساد اقتصادی است که موجب ضربه به انگیزه اهل تولید و افزایش هزینه‌های پنهان آن می‌شود.

 

تولید داخلی، تولید اقتدار می‌کند

رشد توان تولیدی یک نقش منحصر به فرد دیگر نیز بازی می‌کند و آن نقش توان تولید اقتصادی در اقتدار سیاسی بین‌المللی است. چندین دهه‌ است که سیادت ظاهری نظم جهانی در دست کشورهایی است که پیش‌تر در عرصه تولید اقتصادی به قدرت تبدیل شده‌اند. البته گرفتاری این قدرت‌ها به ظلم‌ها و فسادهای بزرگ موجب شده که در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد زوال هیمنه آنها باشیم اما به هر حال رشد توان تولیدی یک کشور در سرآمدی اقتصادی و در نفوذش در مجامع بین‌المللی و مصونیت آن در امنیت تأثیری بسزا دارد. اقتصادی که بنیه تولیدی ضعیف و وابستگی‌های راهبردی داشته باشد، توان پایداری بر موضع عزت و استقلال خود ندارد و به‌زودی در برابر فشارهای خارجی تسلیم خواهد شد.سرآمدی به‌عنوان پیامد قدرت تولیدی، هیچ اختصاصی به حوزه اقتصادی ندارد. رشد توان تولیدی در عرصه علمی و فکری و در حوزه‌های فرهنگی و محصولات دفاعی- امنیتی و مانند آن، همگی موجب پویایی ظرفیت‌های داخلی و سرآمدی و اثرگذاری ایران اسلامی در سطح جهانی خواهد شد. در شرایطی که بسیاری از محصولات خارجی نقش سفیران فرهنگی و اقتصادی را در ذهن مردم دیگر کشورها بازی می‌کنند، چرا ایران اسلامی نباید از این قدرت نفوذ نرم بهره ببرد؟

لازم به ذکر است که رشد تولید همیشه منوط به استفاده بیشتر از سرمایه، انرژی، نیروی کار و منابع طبیعی نیست بلکه وضعیت بهینه آن است که با استفاده بهره‌ور از منابع موجود، تولید بیشتری صورت دهیم؛ چنان‌که آمار رسمی کشور نیز از پایین بودن نرخ بهره‌وری حکایت می‌کند. پس با راه افتادن لوکوموتیو بهره‌وری بی‌تردید قطار تولید ملی نیز توان و سرعتی دوچندان خواهد گرفت.

 

دامی که اسیر آن نشدیم

نکته قابل تأمل دیگر عبارت از پسوند معنی‌دار «ملی» و «داخلی» در احیای امر تولید است. بر خلاف آنچه در نسخه‌های اقتصاد لیبرال توصیه می‌کنند، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند حتی فرایند جهانی‌شدن هم نتوانسته اهمیت عنصر ملی در اقتصاد را از بین ببرد بلکه در صحنه عمل حتی اقتصادهای سرمایه‌داری نیز از ضوابط حمایت‌گرایی از تولید داخلی دست نکشیده‌اند و تنها پس از رسیدن به سطح بالای رقابت‌پذیری است که دیگران را از حمایت‌گرایی زنهار می‌دهند. نتیجه چنین توصیه‌ای آزادی جریان واردات از کشورهای با توان تولید بالا به اقتصادهای نحیف و مصرف‌کننده و لذا وابستگی بیشتر آنهاست. چنان‌که پیش‌تر گفتیم، این مسئله استقلال سیاسی اقتصادهای وابسته را تباه می‌کند.

دست کشیدن از حمایت‌گرایی دامی بود که ما با درایت مقامات کشور اسیر آن نشده‌ایم و ثمره مبارک آن را اکنون در شرایط فشارهای خارجی شاهد هستیم و لذا امکان برآوردن نیازهای اصلی خود را داریم. البته بلند کردن پرچم تولید ملی مترادف با حمایت بدون هدفگذاری از تولیدکننده داخلی نیست زیرا اگر حمایت‌های غیرمعقول به عدم‌رقابت در قیمت و کیفیت تولیدکننده ایرانی بینجامد، در واقع موجب از دست رفتن توان رقابت خارجی و ادبار جامعه می‌شود که در بلندمدت به زیان تولید ملی است.شکی نیست که یکی از کامیابی‌های انقلاب اسلامی زنده کردن نگاه ملی و استقلال‌طلبی و خودباوری در عرصه‌های اقتصاد و دانش است. این روحیه و دیدگاه اگرچه در دوره‌های مختلف فرازوفرودهایی داشته اما بر همان صراط مستقیم استوار مانده است. هدفگذاری امسال نیز فرصتی بس مغتنم برای تقویت سرمایه و نیروی کار داخلی و نهایتاً کشاورزی و صنعت و در یک کلمه تولید ایرانی می‌شود؛ تولیدی که سفیر هویت و توان اقتصادی کشور و نشان قوت علمی و مدیریتی این سرزمین و کمک‌کار استقلال و عزت سیاسی ملت ماست.

http://khabarfarsi.com/ext/2352396


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 9:11 AM ] [ سید عسکر ]

تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7
درباره وبلاگ

توضیحاتی در باره: نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا - جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی - وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی - راهکارهای حمایت از تولید ملّی
آمار و بازدید ها
کل بازدید:31935
تعداد کل مطالب : 302
تعداد کل نظرات : 12
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 
تاریخ ایجاد بلاگ : سه شنبه 8 فروردین 1391